تبلیغات
دل نوشته های یك عشق آبادی

دل نوشته های یك عشق آبادی
یک فنجان چای بهار نارنج تقدیمتان....
نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
[]

من که فـرزند ایـن سـرزمینم
در پی توشه ای، خوشه چینم

شادم از پیشه ی خوشه چینی
 رمز شادی بخوان از جبینم

قلب ما، بود مملو از شادی بی پایان
سعـی مـا، بود بهر آبادی این سامان

خوشه چین؛ کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین؛ کجا دست حسرت زند بر دامان

ای خوشـا پـس از لحظه ای چـند آرمیدن، هـم ره دلبران خـوشه چـیـدن
از شعف گهی همچو بلبل، نغمه خواندن، گه از این سو به آن سو پریدن

قلب ما، بود مملو از شادی بی پایان
سـعی ما، بود بهر آبادی این سامان

خوشه چین؛ کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین؛ کجا دست حسرت زند بر دامان

بـرپـا بـود جـشن انـگور، ای افـسون گر نغمه پرداز
در کشور سبزه و گل، با شور و شعف نغمه کن ساز

قلب ما، بود مملو از شادی بی پایان
سـعی ما، بود بهر آبادی این سامان

خوشه چین؛ کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین؛ کجا دست حسرت زند بر دامان
خوشه چین؛ کجا دست حسرت زند بر دامان




طبقه بندی: اجتماعی، شعر و ادبیات،
برچسب ها: خوشه چین سالار عقیلی،
1393/06/2 .::. 23:02 .::. عشق آبادی

.:. Graphic By : SamenTheme // Code By : SibTheme .:.

درباره وبلاگ

آموخته بودم كه در محضر عشق همه قطره اند و با موج ها دریایی خروشان می آفرینند.پس دست به قلم بردم و به یاد آن دریا نگاشتم تا نشان دهم كه وجود دارم .می نویسم در كویر، از دیار عاشقان، شهر عشـــــق آبــــــاد.
امید آنكه بتوانم از آسمان پرستاره عشق آباد تا آسمان آبی قلبتان به پرواز درآیم.
طراح قالب
ثامن تـــم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :