تبلیغات
دل نوشته های یك عشق آبادی - عشق چیست؟
دل نوشته های یك عشق آبادی
یک فنجان چای بهار نارنج تقدیمتان....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


آموخته بودم كه در محضر عشق همه قطره اند و با موج ها دریایی خروشان می آفرینند.پس دست به قلم بردم و به یاد آن دریا نگاشتم تا نشان دهم كه وجود دارم .می نویسم در كویر، از دیار عاشقان، شهر عشـــــق آبــــــاد.
امید آنكه بتوانم از آسمان پرستاره عشق آباد تا آسمان آبی قلبتان به پرواز درآیم.

مدیر وبلاگ :عشق آبادی
نویسندگان
شاگردی از استادش پرسید: عشق چست؟
 استاد در جواب گفت:
 به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور.
اما در هنگام عبور از گندم زار،
 به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!
 شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ!
هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم
 و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم .
استاد گفت: عشق یعنی همین!
 شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور.
 اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
 شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت .
 استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:
به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم.
 ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همین!!
..


جمله تصویر ها زیبا و مفهومی
R



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1393/04/24
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی