تبلیغات
دل نوشته های یك عشق آبادی

دل نوشته های یك عشق آبادی
یک فنجان چای بهار نارنج تقدیمتان....
نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات

شعری لطیف و زیبا از دکتر مجدالدین میرفخرایی، متخلص به گلچین گیلانی

 



 پا به پای کودکی هایم بیا 
 کفش هایت را به پا کن تا به تا

 قاه قاه خنده ات را ساز کن
  باز هم با خنده ات اعجاز کن

 پا بکوب و لج کن و راضی نشو
 با کسی جز عشق همبازی نشو
 
 بچه های کوچه را هم کن خبر
 عاقلی را یک شب از یادت ببر
 
 خاله بازی کن به رسم کودکی
 با همان چادر نماز پولکی
 
 طعم چای و قوری گلدارمان
 لحظه های ناب بی تکرارمان
 
 مادری از جنس باران داشتیم
 در کنارش خواب آسان داشتیم

یا پدر اسطوره دنیای ما

قهرمان باور زیبای ما






 


  قصه های هر شب مادربزرگ
ماجرای بزبز قندی و گرگ

 غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت

هرکسی رنگ خودش, بی شیله بود

ثروت هر بچه قدری تیله بود
 
 ای شریک نان و گردو و پنیر !
 همکلاسی ! باز دستم را بگیر

 مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست
  آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟
 
 حال ما را از کسی پرسیده ای؟
 مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟
 
 حسرت پرواز داری در قفس؟
 می کشی مشکل در این دنیا نفس؟
 
 سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟
 رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟
 
 رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟ 

آسمان باورت مهتابی است ؟
 
 هرکجایی, شعر باران را بخوان
  ساده باش و باز هم کودک بمان
 
 باز باران با ترانه ، گریه کن !
 کودکی تو ، کودکانه گریه کن!
 
 ای رفیق روز های گرم و سرد
 
سادگی هایم به سویم باز گرد!

1392/11/15 .::. 12:41 .::. عشق آبادی

.:. Graphic By : SamenTheme // Code By : SibTheme .:.

درباره وبلاگ

آموخته بودم كه در محضر عشق همه قطره اند و با موج ها دریایی خروشان می آفرینند.پس دست به قلم بردم و به یاد آن دریا نگاشتم تا نشان دهم كه وجود دارم .می نویسم در كویر، از دیار عاشقان، شهر عشـــــق آبــــــاد.
امید آنكه بتوانم از آسمان پرستاره عشق آباد تا آسمان آبی قلبتان به پرواز درآیم.
طراح قالب
ثامن تـــم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :