تبلیغات
دل نوشته های یك عشق آبادی

دل نوشته های یك عشق آبادی
یک فنجان چای بهار نارنج تقدیمتان....
نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
بسم الله الرحمن الرحیم
قریب به یک سالی می شود که پست نگذاشته ام. این شاءالله به برکت این ماه عزیز دوباره به جمع دوستان وبلاگ نویس و خوانندگان گرامی بر می گردم.


1395/03/20 .::. 18:24 .::. عشق آبادی
1394/04/3 .::. 04:37 .::. عشق آبادی
1394/03/26 .::. 09:50 .::. عشق آبادی
چکیده طنز ارسال شده یک استاد دانشگاه به کنفرانس بین‌المللی علوم رفتاری (!) مورد پذیرش قرار گرفته است.

به گزارش گروه سبک زندگی خبرگزاری دانا (داناخبر)، چندی پیش دکتر جلیل اصلانی، دانشیار دانشگاه آزاد همدان، در کلاس درسی خود دانشجویان را به فرستادن مقاله برای سومین کنفرانس بین‌المللی علوم رفتاری دعوت کرد. چند نفر از دانشجویان او ضمن پذیرش این دعوت استاد و ارسال چکیده مقاله برای کنفرانس، چکیده خود را برای اصلانی هم ارسال می‌کند. این استاد دانشگاه به خبرنگار داناخبر می‌گوید «پیش از اینکه چکیده‌ها را بخوانم و بتوانم برای برخی از آن‌ها بنویسم که اصول علمی چکیده نویسی در آن رعایت نشده است؛ دانشجویان به من خبر دادند که چکیده‌شان در همایش پذیرفته شده است.»


http://danakhabar.com/fa/news/1169091/


ادامه مطلب
1393/12/16 .::. 14:08 .::. عشق آبادی
روزهای برفی تون بخیر

ادم برفی اب شد.


وقتی دید کودکی گرسنه به هویج دماغش زل زده بود…



ax-asheghane-6.jpg

 





طبقه بندی: اجتماعی،
1423732785657102_large.jpg



طبقه بندی: اجتماعی،

بعضی از ادما انقدر بیشعورن که از خود بیشعورم بیشعور ترن

1422473510356999_large.jpg

1920411_238705519646432_1984896295_n


1393/10/20 .::. 19:31 .::. عشق آبادی

خداوندا تو خود در قرآن مقدس فرمودی "ادعونی استجب لکم" مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. تو از درد و رنج ما آگاهی، تو ناگفته های  ما را میدانی، تو از ناله های مانده در گلوی مادران، پدران و فرزندان در بیماری عزیزانشان خبر داری، تو نیک میدانی آنگاه که بیماری در تخت بیمارستان طبس افتاده و پزشکان دستور اعزام او را به مرکز استان صادر می کنند چه هراس و اضطرابی بر دل آشفته ی خانواده ی او سایه می افکند .آنها میدانند این دستور پزشک یعنی درمورد بیمار شما از دست ما و امکانات ما کاری ساخته نیست، باید به مرکز درمانی مجهزتر و پزشکانی حاذقتر پناه ببرید.

خدایا تو دلشوره های دختر و پسری که پس از دوازده سال تحصیل برای ورود به دانشگاه به دیوار بلندکنکور برخورده اند را درک میکنی، اضطراب و نگرانی پدر و مادرش را نیز تنها تو میدانی، حتما آنها در خلوت خویش بارها به تو پناه برده اند، آنها شانس بیشتر برای قبولی می خواهند و دانشگاه بهتر، تا راهی برای آینده ای روشن تر پیش روی فرزندشان باشد. آنها در طول این دوازده سال تحصیل نیز همواره نگران سطح علمی و فرهنگی کلاس و درس فرزندشان بوده اند، می دانستند امکانات، نظارت و برنامه ریزی بهتر، آینده ای بهتر برای فرزندانشان رقم خواهد زد و عبور از سد کنکور را راحت تر خواهد کرد. معلمان و مدیران و مسئولین آموزش و پرورش بارها هر موفقیتی را مرهون داشتن اعتبارات، امکانات و استراتژی های کارشناسانه ی مدیران استانی معرفی می کنند.

خدایا، پروردگارا، بیکاری درد جانکاهی است، هم برای یک جوان هم برای پدر و مادر و خانواده او. بیکاری هم درد است هم ام الامراض، امراض جسمی و روحی و اخلاقی.

خداوندا تو از نعمت هایت برای ما طبسی ها چیزی کم نگذاشته ای، نعمتهایی که می تواند زمینه ی کار و درآمد همه ی ما را فراهم نماید. به شرط آنکه برنامه ریزی درستی توسط مسئولان شهرستانی، استانی و ملی صورت گیرد. آنگاه این درد جانکاه ما را رها خواهد کرد.

بارالها ما پیشرفت می خواهیم، ما شهری آباد می خواهیم، ما اقتصادی پویا طلب می کنیم، ما اداراتی توانمند و پاسخگو می طلبیم، مدیرانی دردآشنا، توانمند و صادق می خواهیم، ما آینده ی روشن فرزندانمان را در همین نقطه از زمینت می خواهیم، اینجا خاک پدران و مادران و اجداد ماست، اینجا مزار شهیدانمان است، دوستش داریم... دلمان نمی خواهد فرزندانمان از اینجا ناامید باشند و همواره آینده ی خود را در جاهای دیگر جستجو کنند.

اینجا آسمان به زمین نزدیک تر است، اینجا ستاره ها با ما صمیمی ترند، اینجا نگاه مردمانش خودمانی تر است، اینجا آبش، درختش، پرنده اش و هوایش  پاره ای از وجود ماست، دوستش داریم...

معبودا، تو از رگ گردن به ما نزدیکتری، تو از گردش چشمها و از اندرون دلها آگاهی، تو خود میدانی دلمان از بازیگران زمانه گرفته است، دلتنگیم از ناراستی ها و نامردمیها، برای پیشرفت بیشتر، برای کم شدن از مشکلات، برای تقویت امید در این خاک معطر به استان یزد ملحق شدیم، از کسی  قهر نکرده بودیم، با کسی دشمن نبودیم، فقط فردای بهتر می خواستیم. و آنجا بود که رسیدگی بهتر احساس کردیم و برنامه ریزی بهتر می دیدیم.


                                                                                    
ادامه مطلب
1393/10/5 .::. 08:03 .::. عشق آبادی


1393/09/21 .::. 08:47 .::. عشق آبادی

چرک نوشته هفته:وقتی که کامپیوترت رو میفروشی و یه حلقه برای دختر آرزوهات میگیری

من تو دنیای مجازی بیشتر از ۵۰۰ تا دوست دارم ولی تنهام؛ اکثرا با همشون حرف می زنم ولی هیچکدوم اونها، واقعا من رو نمی شناسند. مشکل من فاصله ایست که بین نگاه کردن تو چشماشون، تا نگاه کردن به یک اسم تو مانیتوره. میام عقب و چشمامو باز می کنم، میفهمم چیزی که ما بهش “شبکه اجتماعی” میگیم، هر چیزی هست؛ جز اجتماعی بودن. وقتی ما کامپیوترمون یا گوشیمون رو روشن می کنیم، و در رو میبندیم، تمام تکنولوژی که ما داریم همش خیاله، توهمه، در کنار هم بودن یه جور احساسه. و ناخودآگاه محو این دنیای جدید میشی و برای خانواده و بچه هات، کم وقت میذاری!

و وقتی از توهمات و افسانه ها کنار بکشی دچار گیجی و سردرگمی میشی، تو دنیایی که ما برده تکنولوژی هامون شدیم، جایی که آدمهای حریص، اطلاعات میفروشن، دنیای پر از نفع شخصی و خودخواهی، جایی که ما بهترین ها رو اشتراک میذاریم، بی خیال احساس و هیجان میشیم.

وقتی تجربه ای رو به اشتراک میذاریم، خوشحالیم، اگر تنها باشیم باز هم خوشحال خواهیم بود. اگه به خاطر دوستانت بمونی، اونها هم پیشت خواهند بود ولی با پیامک، دیگه دوستان واقعی همراهت نیستند. توی پیام ها اغراق و گزافه گویی می کنیم؛ … تبریکات مرا پیشاپیش پذیرا باشید …

وانمود می کنیم که در مورد انزوای اجتماعی بی اطلاعیم، شروع به نوشتن می کنیم تا دیگران بشنوند، حتی نمی دونیم که، کسی داره میشنوه یا می خونه؟ تنها بودن مشکل نداره، بذار تاکید کنم، اگه کتاب یا داستان بخونی، یا نقاشی کنی، یا یه کار مهیج کنی، تو مفید میشی نه یک آدم بی حاصل، بیدار میشی و مواظبی که از زمانت خوب استفاده کنی.

پس وقتیکه بین مردم هستی و احساس تنهایی می کنی، دستاتو بکش عقب و بیخیال تلفنت شو. حتما نباید به لیست مخاطبینت زل بزنی. فقط با یکی حرف بزن و اجتماعی بودن رو یاد بگیر. نمیتونم وایسم و رفت و آمد روزانه قطار رو در سکوت ببینم، موقعی که هیچکس نمیخواد به خاطر “ابله به نظر رسیدن” حرف بزنه. ما داریم منزوی میشیم، دیگه مجذوب همدیگه نمیشیم، چون به چشمای همدیگه نگاه نمیکنیم.

بچه هایی دور و برمون هستن که از لحظه تولدشون مثل روبات زندگی میکنن، مثل آدمای منزوی فکر می کنند. شاید بهترین پدر دنیا بشی، اگر بتونی بچه ات رو بدون آی پد سرگرم کنی. بچه که بودم هرگز خونه نبودم، با دوستام و دوچرخم بیرون بودم. خودمو قوی می کردم، و زانوهام زخم میشد، خونه درختیمون رو بالای درخت میساختیم. حالا دیگه همون پارک ساکته، دلسرد میشم، هیچ بچه ای رو نمیبینم؛ تاپ بخوره و آویزون شه، نه پریدنی، نه لی لی بازی کردنی، نه …

ما چه نسلی هستیم با این تلفن های هوشمند، پس سرتو بالا بگیر و تلفن رو خاموش کن، دست به کار شو و از امروزت بهترین استفاده رو کن. فقط یه ارتباط واقعی میتونه تفاوت ارتباط مجازی و واقعی رو بهت نشون بده. وقتی که طرف بهت نگاه میکنه و تو حواست بهش باشه، یادت میمونه که چطور عاشق شدی؛ اولین بار که دستتو می گیره و (…) ، یا وقتی که با هم مشکل دارین ولی بازم دوستش داری، وقتی کارهایی رو که کردی به صد نفر نمیگی و می خوای فقط با یه نفر اون لحظه رو شریک باشی.

وقتی که کامپیوترت رو میفروشی و یه حلقه برای دختر آرزوهات میگیری، کسی که همه چیزته، تو رویاهات بود، وقتی میخوای خانواده تشکیل بدی، و دختربچه خودتو داشته باشی، و دوباره عاشق شی، وقتی که شب ها بیدارت میکنه، و تو میخوای بخوابی، یا وقتی که اشک هاشو پاک می کنی، و اون به خونه بخت می ره؛ و وقتی دختر عزیزت میاد خونت مهمونی با یه پسر بچه که پیش تو باشند، و موقعی که بابابزرگ صدات کنه، و تو واقعا احساس پیری کنی، عمری رو که با توجه کردن به زندگیت به دست آوردی، و خوشحالی، که با نگاه کردن به یه سری ابداعات هدرش ندادی، و وقتی که کنار بستر همسرتی، و دستشو گرفتی، بهش میگی، دوستش داری؛ در آخرین لحظات، اون هم آروم زمزمه میکنه، که خیلی خوش شانس بوده که اون پسر گمشده سر راهش قرار گرفته.

هیچکدوم اینها اتفاق نمی افتاد، و هیچکدوم اینها رو نداشتی، اگه مشغول تلفنت بودی، و شانس با اون بودن رو از دست می دادی. پس سرتو بالا بگیر و تلفنت رو خاموش کن. ما یه بار زندگی می کنیم، روز ها محدودن، پس زندگیت رو با اینترنت حروم نکن.

وقتی اجل انسان برسه، هیچی بدتر از پشیمونی نیست. منم مقصرم. چون قسمتی از این ماشین هستم، این کلمه های دیجیتالی، که میشنویم و می بینیم. جایی که به جای حرف زدن، تایپ می کنیم و به جای خوندن، چت می کنیم. جایی که ساعت ها کنار همدیگه ایم، بدون اینکه به هم نگاه کنیم. پس توی نوعی از زندگی وارد نشو که معتادش شی، به مردم عشق بورز، نه اینکه براشون لایک بزنی! بی خیال “شنیده شدن و تعریف کردن”، توی دنیای حقیقی. سرتو یالا بگیر، در حقیقت زندگی کن.

succes.ir


1393/09/14 .::. 19:14 .::. عشق آبادی
oiuqv8p0uy0hi5vpojp.jpg

دوچرخه دیده بودم ...

سه چرخه هم دیدم ...

چهار چرخه هم دیدم....

اما هیچ وقت نمیدونستم که یک چرخه هم وجود داره!!!

به چشمای معصومش دقت کردی؟

می ترسه همون یه چرخه رو هم ازش بگیرن.

گاهی وقت ها باید دردت بیاید تا بفهمی درد چیست....؟؟؟؟

1393/08/23 .::. 20:05 .::. عشق آبادی
اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند
 ما همه به خیال اینکه زیادی داریم
فروشنده خواهیم بود

1393/08/21 .::. 21:31 .::. عشق آبادی

تاسوعای و عاشورای حسینی از دریچه دوربین در شهر عشق آباد.

شهری که "خدابخش رمضان "جاری کننده قناتش به عشق مولایش اباعبدالله الحسین(ع) آنرا عشق آباد نام نهاد.


برای دیدن بقیه تصاویر اینجا کلیک کنید

طبقه بندی: اجتماعی، مذهبی،

1393/08/14 .::. 20:21 .::. عشق آبادی

ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ ﺍﻓﺮﯾﻘﺎ،ﺭﻭﯼ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ.

ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﺮﺩﻭ،ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ .

ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺟﯿﻎ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭﺑﺎﻻ ﻭﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽ ﭘﺮﺩ،ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺍﻡ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﻮﺩ.ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎًﺷﮑﺎﺭ ﺷﮑﺎﺭﭼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ !!

ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻏﻠﻂ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﻣﺎ،ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ …

 


1393/08/14 .::. 10:56 .::. عشق آبادی

نوحه محرم, متن نوحه, اشعار محرم


 اللهم ارزقنا کربلا
روز و شب دارم دعا           آرزومه ای خدا        دیدن شیش گوشه ی کرببلا
همه رفتن کربلا              به دیار نینوا          اسم من از قلم افتاده خدا
من و این دیده ی تر        من و قلب پرشرر     من و یک عکس ضریح کربلا
       حرم اربابم حسین       صحن بین الحرمین      شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من         اینه امتیاز من       که غلام و سینه چاک زینبم
میرسه تو هیئتا         به مشام جان ما      بوی دلنواز یاس از علقمه
بَه! که چه غوغا میشه    محشری بر پا میشه    شب جمعه کربلا با فاطمه
چی میشه روز جزا           به سپاس گریه ها          ما بشیم از همه آدما جدا
مست شاه نینوا            جای جنت خدا           ما بشیم ساکن کوی کربلا

نوحه محرم, متن نوحه, اشعار محرم


1393/08/11 .::. 09:49 .::. عشق آبادی


السلام ای وادی کرببلا / السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن / السلام ای کشته های بی کفن . . .

آغاز ماه عزاداری سالار شهیدان تسلیت

1393/08/7 .::. 09:04 .::. عشق آبادی


دست همه عاشقان حنایی شده است
شعر همه شاعران ولایی شده است
از یمن غدیر خم به ذکر صلوات
دوران فراق او نهایی شده است

عید سعید غدیر خم مبارک باد


1393/07/20 .::. 22:55 .::. عشق آبادی

.:. Graphic By : SamenTheme // Code By : SibTheme .:.

تعداد کل صفحات : 13 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

آموخته بودم كه در محضر عشق همه قطره اند و با موج ها دریایی خروشان می آفرینند.پس دست به قلم بردم و به یاد آن دریا نگاشتم تا نشان دهم كه وجود دارم .می نویسم در كویر، از دیار عاشقان، شهر عشـــــق آبــــــاد.
امید آنكه بتوانم از آسمان پرستاره عشق آباد تا آسمان آبی قلبتان به پرواز درآیم.
طراح قالب
ثامن تـــم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :